تبليغاتX
دنیای زیبای فریبا

دنیای زیبای فریبا
every thing 
قالب وبلاگ

تنهایی خود را مقدس بدار

تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای

در تنهایی خود بمان . . .

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 14:2 ] [ فریبا یوسفی ]
salam

dostan

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 14:8 ] [ فریبا یوسفی ]
عید ما آن روزی است که محصول یک سال دهقانی غذای یک شب اربابی نباشد

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 12:50 ] [ فریبا یوسفی ]
کاش غم و غصه هم قیمتی داشت،
مجانی است لعنتی، همه می خورند ...

در زندگی منتظر معجزه نباش ، خودت معجزه ی زندگیت باش  . . .


هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی

به این فکر نباش که اون چقدر احمق بوده

به این فکر کن که اون چقدر به تواعتماد داشته . . .



امن ترین جای استخر ، قسمت کم عمق آن است

اما نه برای کسی که شیرجه می زند . . .

.

.

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 13:40 ] [ فریبا یوسفی ]

یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه خونه ای رو میزنه، و تا خانمِ خونه در رو باز میکنه قبل از اینکه حرفی زده بشه، بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه کود گاوی رو روی فرش خالی میکنه  و میگه: اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردنِ همه ی اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمامِ این گُـــه ها رو بخورم!

خانوم میگه: سُــسِ سفید میخوای یا قرمز؟

بازاریاب: چــــرا؟

خانوم: چند وقته برقِ خونه مون قطعه ..


موضوعات مرتبط: سرگرمی
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 1:18 ] [ فریبا یوسفی ]

روش های رفتن به خارج

1_ با ماشین

2_ با اتوبوس

3_ با هواپیما

4_ با قاچاق

5_ با فتوشاپ...

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 23:24 ] [ فریبا یوسفی ]

فقط يه زن ايرانی ميتونه هم بچه بـغلش باشه هم كيفش هم ساک بچه...

اونوقت شوهرش عينه دسته جارو كنارش راه بره ...


موضوعات مرتبط: سرگرمی
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 23:23 ] [ فریبا یوسفی ]
همه پسرا فکر می کنن بزرگترین آرزوی یه دختر پیدا کردن یه پسر رویایی هستش اما نمی دونن بزرگترین آرزوی یه دختر غذا خوردن بدون چاق شدنه


موضوعات مرتبط: شخصی
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 23:20 ] [ فریبا یوسفی ]

دوست ، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر خواهر پسر خاله و دختر عمو نیست که آش کشک خاله باشد.

دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند تعریف می شود.

با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم وسکوت کنیم.

با دوستانمان میتوانیم درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.

 

از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم. و اگر مدتی بعد تر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم.

با دوستانمان میتوانیم بگوییم: امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم :  امشب نیا حوصله ندارم.

 با دوستانمان می توانیم بخندیم  می توانیم گریه کنیم  می توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم می توانیم شادی کنیم می توانیم غمگین شویم میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است. و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم می توانیم نصف شب زنگ بزنیم  و بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان پرسید چی شده؟ بگوییم :حرف نزن فقط بیا.

و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی آمد خیالمان راحت باشد

که در این دنیا تنها نیستیم

با دوستانمان می توانیم

حرف نزنیم کاری نکنیم

جایی نرویم

و فقط از اینکه هستند خوشحال و خوشبخت باشیم


پ . ن :دوستان من یکی از بهترین هدیه هایی هستند که خداوند به من داده خیلی دوستتون دارم

 


موضوعات مرتبط: شخصی
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 21:47 ] [ فریبا یوسفی ]

 به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.
به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛
و
"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.
لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...!


موضوعات مرتبط: سرگرمی
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 20:28 ] [ فریبا یوسفی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب
ایران رمان